
A Common Sense Approach to Web and Mobile Usability
از سال دو هزار میلادی که اولین ویرایش این شاهکار منتشر شد، صدها هزار طراح وب و توسعهدهنده نرمافزار به راهنمای بینظیر استیو کروگ، متخصص برجسته کاربردپذیری، تکیه کردهاند تا اصول بنیادین ناوبری بصری و طراحی اطلاعات را به شکلی شهودی و عمیق درک کنند. این اثر با زبانی طنزپردازانه، مبتنی بر عقل سلیم و به شدت کاربردی نوشته شده است و به عنوان یکی از محبوبترین و پرمخاطبترین منابع در حوزه طراحی رابط کاربری و تجربه کاربری شناخته میشود.
ویرایش جدید این اثر، با دیدگاهی تازه و بهروزرسانی شده بازگشته است تا اصولی که این عنوان را به یک کلاسیک بیبدیل تبدیل کرده بودند، دوباره مورد واکاوی قرار دهد. اضافه شدن مثالهای کاملا جدید و یک فصل اختصاصی برای کاربردپذیری در تلفنهای همراه، ارزش این متن را دوچندان کرده است. مهمترین ویژگی این اثر، کوتاه بودن، مصور بودن و از همه مهمتر، لذتبخش بودن مطالعه آن است.
اگر پیش از این ویرایشهای قبلی را مطالعه کردهاید، دوباره کشف خواهید کرد که چه چیزی این متن را برای طراحان وب و توسعهدهندگان در سراسر جهان به یک ضرورت گریزناپذیر تبدیل کرده است. و اگر تا به حال آن را نخواندهاید، به سرعت متوجه خواهید شد که چرا بسیاری از متخصصان معتقدند خواندن این اثر برای هر کسی که در حوزه توسعه سایتهای اینترنتی فعالیت میکند، از نان شب واجبتر است.
دنیای توسعه نرمافزار و طراحی صفحات اینترنتی با سرعتی سرسامآور در حال تغییر است. با این حال، اصول روانشناسی انسان و نحوه تعامل ذهن ما با اطلاعات بصری ثابت مانده است. درک درست از رفتار مخاطب، کلید اصلی برای خلق محصولاتی است که مخاطبان بدون هیچگونه اصطکاکی از آنها استفاده کنند. این دقیقا همان نقطهای است که استیو کروگ وارد میدان میشود. او مفاهیم پیچیده شناختی را به سادهترین و عملیترین شکل ممکن ترجمه میکند.
مهمترین مزیت این راهنما، تمرکز بر واقعیتهای رفتاری انسان است. نویسنده به جای پرداختن به تئوریهای خستهکننده آکادمیک، مستقیما به سراغ نحوه استفاده واقعی افراد از صفحات اینترنتی میرود و نشان میدهد که ذهن انسان چگونه در مواجهه با انبوهی از اطلاعات، به دنبال میانبرها میگردد.
برای درک بهتر ارزش این شاهکار، باید نگاهی عمیق به ساختار دقیق و مهندسی شده آن بیندازیم. مطالب به چهار بخش کلیدی تقسیم شدهاند که هر کدام به صورت پلکانی، دانش شما را برای ساخت یک محصول بینقص ارتقا میدهند.
این بخش پایههای فکری شما را برای ورود به دنیای کاربردپذیری شکل میدهد. در این بخش یاد میگیرید که چگونه زاویه دید خود را از یک سازنده به یک استفادهکننده تغییر دهید.
این فصل هسته مرکزی تمام فلسفه نویسنده است. هر قطعه از اطلاعات، هر دکمه و هر لینک در صفحه شما باید به قدری واضح باشد که ناخودآگاه مخاطب در کسری از ثانیه آن را درک کند. اگر مخاطب برای پیدا کردن مسیر خود مجبور شود حتی یک ثانیه مکث کند و به دنبال کارکرد یک دکمه بگردد، شما در طراحی خود شکست خوردهاید. کاهش بار شناختی مغز، اولین و مهمترین وظیفه یک طراح است.
کلمات کلیدی:یکی از تاثیرگذارترین مفاهیم این اثر، افشای این حقیقت تلخ است که مخاطبان، متنهای شما را کلمه به کلمه نمیخوانند. آنها صفحات را با چشم اسکن میکنند. نویسنده در این فصل توضیح میدهد که چرا مخاطبان معمولا به دنبال بهترین انتخاب نمیگردند، بلکه به اولین گزینهای که نیازشان را به صورت نسبی برطرف کند قناعت میکنند و در میان اطلاعات سردرگم، صرفا به سمت جلو دست و پا میزنند.
با توجه به اینکه افراد صفحات اینترنتی را با سرعت بالا مرور میکنند، طراحی شما باید شبیه به طراحی یک بیلبورد تبلیغاتی در بزرگراه باشد. استفاده از سلسلهمراتب بصری قدرتمند، برجستهسازی کلمات کلیدی و دستهبندی منطقی اطلاعات، ابزارهایی هستند که در این فصل برای مدیریت توجه مخاطب به شما آموزش داده میشوند.
چرا مخاطبان از تصمیمگیریهای پیچیده فراری هستند؟ این فصل به بررسی روانشناسی انتخاب میپردازد. طراحی یک مسیر کاربری موفق، مسیری است که در آن انتخابها به قدری بدیهی و روشن باشند که هیچ انرژی ذهنی از فرد گرفته نشود.
نوشتن برای فضای دیجیتال با نوشتن یک مقاله آکادمیک تفاوت ساختاری دارد. نویسنده تاکید میکند که نیمی از کلمات هر صفحه باید حذف شوند و سپس نیمی از کلمات باقیمانده نیز باید دوباره هرس شوند. متنهای کوتاه، صریح و بدون حاشیه، نرخ تعامل را به شدت افزایش میدهند.
پس از درک اصول اولیه، نوبت به پیادهسازی عملی آنها در معماری اطلاعات و ساختار ناوبری میرسد.
مخاطب در فضای دیجیتال حس جهتیابی فیزیکی ندارد. بنابراین، شما باید با استفاده از ابزارهای ناوبری قدرتمند، به او نشان دهید که کجاست، چگونه به این نقطه رسیده و چگونه میتواند به عقب بازگردد. طراحی اصولی مسیرهای ناوبری، احساس امنیت و اعتماد را در مخاطب تقویت میکند و مانع از خروج زودهنگام او از سایت میشود.
صفحه اول سایت شما، حیاتیترین نقطه تماس است. مخاطب در چند ثانیه اول تصمیم میگیرد که آیا محصول شما میتواند نیاز او را برطرف کند یا خیر. شروع قدرتمند و انتقال سریع پیام اصلی برند، مزیت رقابتی شما را تضمین میکند.
هیچ طراحی بدون آزمایش در دنیای واقعی کامل نیست. اما نویسنده روشهای پرهزینه را پیشنهاد نمیدهد.
بسیاری از زمان تیمهای توسعه، صرف بحث بر سر سلیقههای شخصی در مورد رابط کاربری میشود. این فصل نشان میدهد که چرا اکثر این بحثها کاملا بیفایده هستند و چگونه میتوان با استفاده از منطق کاربردپذیری، این تعارضات را حل کرد و به یک استاندارد واحد رسید.
شما نیازی به آزمایشگاههای پیشرفته و بودجههای کلان ندارید. برگزاری آزمونهای ساده، سریع و مداوم با افراد معمولی، میتواند بزرگترین و پنهانترین ایرادات سیستم شما را آشکار کند. نویسنده تکنیکهایی را آموزش میدهد که اجرای این آزمونها را برای هر تیمی، مستقل از میزان بودجه، امکانپذیر میسازد.
در ویرایشهای جدید، نویسنده به تحولات عظیمی که در دهه گذشته رخ داده است میپردازد.
با ظهور صفحات نمایش کوچک، قوانین بازی به کلی تغییر کرد. طراحی واکنشگرا و درک محدودیتهای فضای بصری در تلفنهای هوشمند، نیازمند رویکردی کاملا متفاوت است. فشردهسازی اطلاعات بدون از دست دادن وضوح پیام، هنری است که در این فصل به صورت کامل کالبدشکافی میشود.
یک سیستم کند، نامفهوم و پر از خطاهای مبهم، در واقع در حال توهین به زمان و شعور مخاطب است. ایجاد یک تجربه روان و بدون مشکل، نشاندهنده احترام شما به مخاطب است و مستقیما بر روی وفاداری او به برند شما تاثیر میگذارد.
طراحی شما باید برای تمام افراد جامعه، از جمله کسانی که دارای محدودیتهای بینایی یا حرکتی هستند، قابل استفاده باشد. این فصل به شما یادآوری میکند که دسترسپذیری نه یک ویژگی لوکس، بلکه یک استاندارد اخلاقی و حرفهای در تولید محصولات دیجیتال است.
چگونه تمام این مفاهیم را در سازمان خود جا بیندازیم؟ این فصل پایانی، توصیههایی کاربردی برای متقاعد کردن مدیران و همتیمیها برای سرمایهگذاری بر روی تجربه کاربری ارائه میدهد.
در بازار به شدت رقابتی امروز، تفاوت میان یک فروشگاه موفق و یک پروژه شکستخورده، تنها در کیفیت محصولات آنها نیست، بلکه در نحوه ارائه و سهولت استفاده از بستر فروش است. هر کلیک اضافهای که مخاطب مجبور به انجام آن شود، درصد قابل توجهی از مشتریان بالقوه را فراری میدهد.
با پیادهسازی اصول مطرح شده در این اثر، شما نه تنها رضایت مشتریان را افزایش میدهید، بلکه به صورت مستقیم نرخ تبدیل فروش و تعامل کاربران را بالا میبرید. این متن به شما میآموزد که چگونه با حذف موانع ذهنی، مسیر خرید یا استفاده از خدمات را به روانترین شکل ممکن طراحی کنید. مفاهیمی مانند کاهش اصطکاک در سبد خرید، طراحی فرمهای ثبتنام بدون دردسر و ایجاد معماری اطلاعاتی که مخاطب را مستقیما به سمت هدف هدایت کند، دستاوردهای قطعی مطالعه این اثر هستند.
تاثیر این اثر بر روی جامعه طراحان به قدری عمیق بوده است که بزرگان این صنعت زبان به تحسین آن گشودهاند. جفری زلدمن، یکی از پیشگامان استانداردسازی فضای وب، در مورد این اثر میگوید:
«پس از مطالعه چند ساعته این اثر و به کار بستن ایدههای آن در طول پنج سال گذشته، میتوانم با قاطعیت بگویم که این متن بیش از هر منبع دیگری به ارتقای مهارتهای من به عنوان یک طراح کمک کرده است.»
این نقل قول به خوبی نشان میدهد که ارزش این مطالب محدود به زمان خاصی نیست و یک سرمایهگذاری دانشی بلندمدت محسوب میشود.
اگر مدیر محصول هستید، اگر وظیفه برنامهنویسی بخشهای ظاهری سایت را بر عهده دارید، و یا اگر طراح رابط کاربری هستید، این اثر دقیقاً همان قطعه گمشده پازل مهارتهای شماست. زبانی صمیمی، مثالهای تصویری متعدد و نگاهی کاملاً واقعبینانه به محدودیتهای ذهنی انسان، این عنوان را به اثری تبدیل کرده است که نه تنها از خواندن آن خسته نمیشوید، بلکه بارها و بارها به عنوان یک مرجع استاندارد به آن مراجعه خواهید کرد. داشتن این عنوان در کتابخانه هر شرکتی که با دنیای دیجیتال سر و کار دارد، یک ضرورت غیرقابل انکار است.
نمونه چاپ کتاب موجود نیست.
نظرات کاربران (0)